X
تبلیغات
وبلاگ نودهشتیا ،کتابخانه مجازی ایران - رمان گناهکار | fereshteh27

وبلاگ نودهشتیا ،کتابخانه مجازی ایران

رمان گناهکار | fereshteh27

سلام..

رمان گناهکار هشتمین رمان من هست و البته در حال تایپه..خوشحال میشم بخونید و نظرتون رو بهم بگید..مرسی..

هیجانی , اجتماعی , عاشقانه

خلاصه ی رمان " گناهکار " :گناهکارِ قصه ی ما یه مردِ..آرشام..مردی که به ظاهر خودش رو گناهکار نمی دونه..ولی..
حِرفه ش چیه؟..زورگیری؟!..باج گیری؟!..کلاهبرداری؟!..یا..

گناهش خلافه یا خلافش گناه؟..شاید هم هر دو..
گناهکارِ قصه ی ما دل داره؟!..وجدان داره؟!..من که میگم داره..ولی اگر دل داره و وجدان حالیشه پس چرا شد گناهکار؟!!..
چی شد که آرشام این مسیر رو تو زندگیش انتخاب کرد و تهش رسید

به اینجا که این اسم شد لقبش؟!لقبی که خودش به خودش داد ولی کسی جرات نداشت اونو گناهکار بخونه..
این قصه از کجا شروع شد؟!..شاید از اونجایی که آرشام فهمید توی این دنیای بزرگ بین این ادمای دوراندیش و ظاهربین یا باید درّنده باشی یا بذاری اونا تو رو بدرن..

آرشام توی زندگیش یک هدف داره..هدفی که براش بی نهایت مهمه..خیلی ها رو برای رسیدن به این هدف از سر راهش بر می داره..
ایا عشق به سراغش میاد؟!.. مردی که حتی از اسمش هم فرا
ری

ه..کسی که همیشه به عشق پشت پا زده و اون رو مزاحم تو کارش می دونه می تونه عاشق بشه؟!..
دلارام دختری پر از شور و احساس..درست نقطه ی مقابلِ مردی سرسخت از جنس غرور..این دختر چطور وارد زندگی آرشام میشه؟!..از راه عشق یا..
و اما شغل گناهکارِ ما چیه؟..به گناهش مربوطه؟..
خودش همیشه میگه :اسمم گناهکار..رسمم تباهکار..
پس..

ز این دل را کسی صاحب نیست

اگر باشد پس کسی عاقل نیست

صاحب دل باش اما کوچک نبین

دنیاها جا دارد ز درون بین


این دل گر بشکنی جز تو کسی نامرد نیست

شکسته دل مرحم ندارد

محبت را آغاز کن چون جز آن دل را نامی از دل نیست

بشکند دستی که آن دل را شکست


چون به جز خود کسی گناهکارنیست

بربستره ی غلیظ گناهان خود دست می کشم

وباانگشت برروی ان چنین می نویسم

گناهکار،گناهکار،گناهکارم من


+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1391ساعت 20:0  توسط Marde_Tanha  |